تبلیغات
مسجدوحسینیه امام رضا(ع)

مسجدوحسینیه امام رضا(ع)
باسلام.
بنابه درخواست برخی ازدوستان دررابطه آدرس دیگروبلاگ های ماتصمیم گرفتیم آدرس وبلاگ های دیگمون روبذاریم.

1_ مسجدوحسینیه امام رضا(ع)

2_ جلسه فرهنگی مذهبی امام حسن مجتبی(ع)

3_ زندگی نامه شهدا(هسته ای،مدافع حرم،دفاع مقدس)

باتشکرمدیریت وبلاگ(سیدحمیدرضاسیدی)

[ جمعه 1396/02/8 ] [ 12:34 ] [ سیدحمیدرضا سیدی ] [ نظرات ]
به خدا قسم!
اگر روز قیامت، قلم را به دست خود ما بدهند و بگویند که برای خودتان هر چه می خواهید بنویسید و بروید وصول کنید،
به حرمت محمد و آل محمد سرهامان را زیر می اندازیم و از آتش تا روزی که او خدایی می کند بیرون نمی آییم.

امروز جاهلیم،
امروز نمی دانیم که چه آتشی سوزانده ایم 
فردا می فهمیم، فردا جرم های خود را می فهمیم.

<< وَ مَا لِیَ بَعدَ اَن حَکمتُ عَلی نَفسِی اِلّا فَضلُکَ >> 
فوز سالک ص ۱۸ و ۱۹


[ یکشنبه 1396/04/4 ] [ 13:04 ] [ سیدحمیدرضا سیدی ] [ نظرات ]
مولا امیرالمومنین(علیه السلام): 

دنیا را بران كه محبّت دنیا، كور و كر و لال مى كند و سرفرازان را خوار


[ یکشنبه 1396/04/4 ] [ 13:03 ] [ سیدحمیدرضا سیدی ] [ نظرات ]
گر دینی پیدا کردید که با ظالم ساخت، با مستبد همکاری کرد، با مظلوم یک لحظه کنار نیامد، یک گره از کار فروبسته مردم باز نشد، برای امروز و فردای مردم، خشخاشی، ذره مثقالی، سود نداشت، 
تو هم از طرف ما وکیل، هر جا چنین دینی پیدا کردی، هر جا پیدا کردی، ردش کن، یک لحظه این دین را نپذیر.. برای خاطر اینکه دین اگر از سوی خداست، این جوری نیست... 

سیدعلی خامنه ای
۱۰ رمضان ۱۳۵۳ شمسی

طرح کلی 
اندیشه اسلامی در قرآن

[ چهارشنبه 1396/03/31 ] [ 15:29 ] [ سیدحمیدرضا سیدی ] [ نظرات ]
آنان که به من بدی کردند، مرا هشیار کردند.
آنان که از من انتقاد کردند، به من راه و رسم زندگی آموختند.
 آنان که به من بی اعتنایی کردند، به من صبر و تحمل آموختند.
آنان که به من خوبی کردند، به من مهر و وفا و دوستی آموختند.
پس خدایا:
 به همه ی آنانی که باعث تعالی دنیوی و اخروی من شدند، خیر و نیکی دنیا و آخرت عطا بفرما.   
شهید مصطفی چمران
31 خرداد، سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران ...‍

[ چهارشنبه 1396/03/31 ] [ 15:27 ] [ سیدحمیدرضا سیدی ] [ نظرات ]
روزی افلاطون نشسته بود.
مردی نزد او آمد و نشست و از هر در سخنی می گفت.
در میانه سخن گفت ای حکیم، امروز فلان مرد را دیدم که تو را دعا و ثنا می گفت و می گفت افلاطون، مردی بزرگوار است که هرگز چون او نبوده است و نباشد، خواستم که ثنای او به تو برسانم.
افلاطون چون این سخن بشنید، سر فرو برد و بگریست و سخت دلتنگ شد.

آن مرد گفت ای حکیم، از من چه رنج آمد تو را که چنین دلتنگ شدی؟
افلاطون گفت از تو مرا رنجی نرسید، و لیکن مرا مصیبتی از این بدتر چه خواهد بود که جاهلی مرا بستاید و کار من، او را پسندیده آید؟
ندانم که کدام کار جاهلانه کردم که به طبع او سازگار بود که او را خوش آمد و مرا بدان کار ستود؟!
این غم مرا از آن است که مگر من هنوز جاهلم که ستوده جاهلان، جاهلان باشند.

منبع: درس زندگی (گزیده قابوس نامه )، دکتر غلامحسین یوسفی، صفحه 43

[ چهارشنبه 1396/02/6 ] [ 18:56 ] [ سیدحمیدرضا سیدی ] [ نظرات ]
روزی در حرم امام رضا (ع)
جوانی نزد من آمد و پرسید:
اگر بخواهم زنگار دلم
را پاک کنم باید چه کنم؟
گفتم دوکار:
 1-قرائت قرآن در سحر
2- بسیار استغفار کردن

[ چهارشنبه 1396/02/6 ] [ 14:51 ] [ سیدحمیدرضا سیدی ] [ نظرات ]
دزد_تربت_امام_حسین(ع)
نقل کرده اند شخصی بنام  حاجی حسن در بازار زینبیه دکانی داشت نزدیک درب صحن امام حسین علیه السلام . مهر و تسبیح می فروخت. او تربت خاصی داشت و مثقالی یک اشرفی می فروخت
حاج حسن روزی در حرم امام حسین دید یکی از زوار به ضریح مقدس  امام حسین (ع)  چسبیده و دعا می کند در این اثنا ملتفت شد کیسه ی پولش که چهل اشرفی بود را دزدیده اند
فریادش بلند شد که یا ابا عبدالله در حرم شما و در پناه شما خرجی مرا بردند و کجا شکایت کنم و به چه کسی بگویم ، مردم جمع شدند و از سخنان مرد زائر متاثر شدند.
حاجی حسن نیز دلتنگ شد ، شب در عالم خواب حاجی حسن خدمت حضرت رسید و عرض کرد :
سیدی از حال زائرت خبر داری ؟ دزد را رسوا کن تا پولش را برگرداند.
حضرت فرمود : مگر من دزد بگیرم ؟ ؛ اگر بنا شود دزد بگیرم اول شخص تو را باید گرفت .
عرض کردم : سیدی من چه دزدیده ام ؟
حضرت فرمود دزدی تو این است که تربت و خاک مرا می فروشی و پول میگیری ، اگر مال تو است چرا به اسم من به مردم می دهی و اگر مال من است چرا پول می گیری ؟
حاجی حسن عرض کرد : سیدی توبه می کنم آیا قبول می فرمایید ؟
حضرت فرمود حال که توبه کردی دزد این زائر را نشان میدهم.
امام فرمود : مرد گدائی است که نزدیک سقا خانه و در صحن شریف می نشیند و گدائی می کند . این گدا دزد است و کیسه زائر را در زیر پایش دفن کرده است و از پولها چیزی بر نداشته است.
حاجی حسن گفت از خواب بیدار شدم و سحرگاه از خانه بیرون آمدم و به صحن مشرف شدم آن گدا را همانجا مشغول گدایی دیدم   فریاد زدم مردم بیایید من دزد زائر را پیدا کردم .
همه مردم جمع شدند و قضیه خواب را بیان کردم ، مردم گدا را کنار زدند ، هرچه فریاد زد از من چه می
خواهید کسی اعتنا نکرد ؛ زیر پایش را کندند و کیسه ی اشرفی را در آوردند و به صاحبش دادند.
سپس حاجی حسن باز صدا کرد . مردم جمع شدند و گفتند دیگر چه خبر است ؟
گفت : یک دزد دیگر هم هست ؛ مردم را آورد درب مغازه ی خودش را باز کرد و گفت این اموال هم مال من نیست ، حلال شما . هرچه در مغازه بود بردند.
مغازه داری را رها کرد و به دست فروشی مشغول شد.

[ چهارشنبه 1396/02/6 ] [ 14:50 ] [ سیدحمیدرضا سیدی ] [ نظرات ]
دانشمندی در بیابان به چوپانی رسید و به او گفت:
چرا به جای تحصیل علم، چوپانی میکنی؟ 
چوپان در جواب گفت:
آنچه خلاصه دانشهاست یاد گرفته ام. 
دانشمند گفت:
خلاصه دانشها چیست؟ 
چوپان گفت : پنج چیز است:
تا راست تمام نشده ، دروغ نگویم . 
تا مال حلال تمام نشده ، حرام نخورم . 
تا از عیب و گناه خود پاک نگردم ، عیب مردم نگویم . 
تا روزی خدا تمام نشده ، به در خانه دیگری نروم . 
تا قدم به بهشت نگذاشته ام ، از هوای نفس و شیطان ، غافل نباشم. 
دانشمند گفت: حقاً که تمام علوم را دریافته ای ، هر کس این پنج خصلت را داشته باشد از آب حقیقت علم و حکمت سیراب شده است.

[ چهارشنبه 1396/02/6 ] [ 14:42 ] [ سیدحمیدرضا سیدی ] [ نظرات ]
به پیامبر پاکیزه و پاکت اقتدا کن، که راه و رسم او الگویی است برای الگوطلبان، 
و مایه فخر و بزرگی است برای کسی که خواهان بزرگواری باشد،
و محبوبترین بنده نزد خدا کسی است که از پیامبرش پیروی کند، 
و گام بر جایگاه قدم او نهد، 
خطبه ١٦٠

[ چهارشنبه 1396/02/6 ] [ 14:39 ] [ سیدحمیدرضا سیدی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  

درباره وبلاگ

نظر سنجی
تاچه میزان ازمطالب رضایت داشتید؟






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب